تبليغاتX
تار عنکبوت

من هنوز نفهميدم اين مسيري كه داريم ما مثلا به سمت بالا ميريم،‌ شبيه راه پله س يا آسانسور.

خيلي فرق مي كنه.

توي راه پله اگه دو سه تا پله بيافتي پايين مي توني برگردي و ادامه بدي، ولي خدا نكنه كابل آسانسور پاره بشه.

خيلي توي برنامه ريزي من موثره الان.


+ تاريخ: یکشنبه 1388/09/22ساعت 16:58
توسط مهدی مسکین موضوع: chips (براده ها)| mohandes Balatarin

تا ديده بدان لب و دهان افتادي

آب از لب و لوچه ام روان افتادي

تا سينه شرحه شرحه ام مي دوزند

از سينه برون كاش زنان افتادي


+ تاريخ: یکشنبه 1388/09/15ساعت 10:12
توسط مهدی مسکین موضوع: شعر| mohandes Balatarin

يارو بهم ميگه: چند ميگيري ديگه شعر نگي؟

من با خودم فكر مي كنم چه كاراي ديگه اي هست كه براي انجام ندادنش بتونم پول بگيرم.


+ تاريخ: پنجشنبه 1388/09/05ساعت 16:10
توسط مهدی مسکین موضوع: chips (براده ها)| mohandes Balatarin

آخر پست وبلاگش نوشته:

"فداي همگي"

نمي دونه كه منم فيد وبلاگش رو عضوم.


+ تاريخ: پنجشنبه 1388/09/05ساعت 16:8
توسط مهدی مسکین موضوع: chips (براده ها)| mohandes Balatarin